شهید رسول باقری صفحه شخصی
شهید رسول باقری
وضعیت کاربر
زندگی نامه

 شهیدرسول باقری،  يكم شهريور 1350، در شهرستان اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش قربانعلی، ميوه وتره بارفروش بود و مادرش فاطمه سلطان نام داشت.  دانش آموز اول متوسطه در رشته اقتصاد بود. به عنوان  بسیجی در جبهه حضور يافت. بيست و نهم فروردين 1367، در فاو عراق  شهيد شد. تا کنون اثری از پیکرش بدست نیامده است.

 

 

 

پروفایل

اطلاعات کاربر

شهید رسول باقری
شهید رسول
باقری
مرد
1350/06/01
1367/01/29

خاطرات همرزمان

1- دکتر بهمنی{موضوع: چهره ملکوتی}

آشنایی اولیه من با شهیدرسول باقری مربوط به سال 1365 است که تازه به قسمت تدارکات لشکر در نزدیکی شهر بانه اعزام شده بودم و شهید باقری وشهید مصطفی امینی به همراه تعدادی از بچه‌های خوراسگان نیز تازه اعزام شده ویکسری نوجوان شیطون و با روحیه شاداب بودند.من برای آموزش دوره پزشکیاری چندماه به شهرک دارخوین آمدم. بعد از این مدت وقتی در اردوگاه دارخوین  با شهید باقری روبرو شدم، ایشان تغییرات شگرفی کرده بودند وحال وخصوصیات اردوگاه تدارکاتی کردستان را نداشت  وملکوتی شده بودند.

2- دکترولی{موضوع: اخلاص}

شهید رسول باقری و مصطفی امینی موقع ورود به منطقه در رسته شهید مجیدرضایی بودندو طی مدت آشنایی متوجه شدم ایشان هم با اخلاص وهم اهل نماز شب هستند.

3- دکترولی{موضوع: مناجات}

در سال1366 به همراه شهیدان رسول باقری و مصطفی امینی به مشهد مقدس مشرف شدیم. یک شب برای عزاداری وخواندن دعای توسل به اتاق شهید باقری رفتیم. مراسم پرشوری برگزار کردیم و بعد از مراسم، شروع با بازی پتوشیری نمودیم. بطوریکه هتلدار می‌گفت:«شما دیوانه‌اید؟! نه گریه‌تان شبیه گریه است و نه خنده‌تان!» خلاصه کمی گریه می‌کردیم و کمی می‌خندیدیم. بعد موقع خروج زمانی که در اتاق را باز کردم، متوجه شدم یک پیرزن از مناجات ما به حس فرو رفته است.همه با دیدن این صحنه شروع به خندیدن کردند.

4- علیرضا یزدان‌خواه{موضوع: ایثار}

شهید رسول باقری و مصطفی امینی با هم دوستی و اخوت خاصی داشتند و جزء کم سن وسال‌ترین افراد گردان سیدالشهداء بودند ودر جبهه خود را پیدا کردند و به سن تکلیف رسیدند وچه فیضی بالاتر از این که وقتی انسان به سن تکلیف می‌رسد،خود را در یک منطقه وجهاد فی سبیل‌الله پیدا کند.«ایثار» ازجمله خصوصیات آنها بود و با هم در شب، لباس‌ها و چکمه‌های دوستان را تمیز می‌کردند.طوریکه ما صبح که از خواب بیدار می‌شدیم، می‌دیدیم چکمه‌هایی که دیشب با آن گل‌های چسبنده اهواز پوشیده شده، الآن تمیز است و فقط شوره بسته بود.

5- علیرضا یزدان‌خواه{موضوع: اخلاص حقیقی}

علاوه بر نمازها و عباداتی که می‌کردند، اکثراً در یک قبر که روبه قبله کنده شده بود، به نماز و مناجات می‌ایستادند و به قول معروف سیم‌شان مستقیم وصل می‌شد وبه ریسمان الهی چنگ می‌زدند.شهید باقری در آن سن کم پانزده‌سالگی به درجه‌ای از اخلاص رسیده بود که من اکنون هم به آن درجه نرسیده‌ام و اگر رسیده بودم، یقیناً من هم جزء آنها بودم.

6- عارف{موضوع: شیطنت}

من چند برخورد با شهید رسول باقری وشهید مصطفی امینی داشتم .آنها به خاطر سن کمی که داشتند، زیاد شیطنت می‌کردند و گاهی سعی می‌کردند که از دست من به نحوی در بروند. سرانجام نیز همین کار را با دنیا انجام دادندو ما را تنها گذاشتند.

7-  {موضوع: کوچکانِ بزرگ}

چند روز از آمدن من به جبهه نگذشته بود که مسئله فاو پیش آمد.تا آماده شدن برای عملیات سه چهارروز فرصت بود. در این حین اعمال شهیدان رسول باقری و مصطفی امینی برای من ملموس بود وهمه ابعاد را در برداشتند. شب هنگام دعای کمیل وقتی سر ازسجده برمی‌داشتند، با چهره‌های برافروخته وآنچنان اشک ریخته بودند که گویی یک گنهکار صدساله برای رهایی از گناهان به درگاه خدا روی آورده است. در مواقع شوخی و بازی هم همانطور بچگی می‌کردند و این هم اقتضای سن کم آنها بود. یکبار که شهید امینی دنبال شهید باقری گذاشته بود، شهید باقری از سقف نمازخانه پایین افتاد و گرد و خاک راه انداختند.من هم شروع به دادوفریاد کردم. بعد آنها آمدند و شروع به پاک کردن، خاک از لباسهای ما نمودند.

دیدگاه خانواده

1-پدرشهید رسول باقری{موضوع: صداقت}

من مغازه داشتم و رسول گاهی برای کمک نزد من می‌آمد. من هیچگاه از او نمی‌پرسیدم که چیزی فروخته و یا چیزی برداشته است یا نه ولی یکروز به من گفت:«من 5 تومان از دخل برداشتم!» گفتم:«من از شما نپرسیدم که آیا چیزی برداشتی یا نه!» گفت:«می‌خواهم که بدانید و در جریان باشید!»

تالار گفتگو

10 تاپیک آخر در تالار
موضوعDESCASCدسته بندیDESCASCبازدیدهاDESCASC
صداقتخاطرات خانواده شهید663

ارتباط با دیگران

شما با کاربر دیگری ارتباط ندارید

گالری عکس و اسناد

مجموع تصاویر: 21

شهید رسول باقری (1)
  • شهید رسول باقری (1)
شهید رسول باقری (2)
  • شهید رسول باقری (2)
شهید رسول باقری (3)
  • شهید رسول باقری (3)
شهید رسول باقری (4)
  • شهید رسول باقری (4)
شهید رسول باقری (5)
  • شهید رسول باقری (5)
شهید رسول باقری (6)
  • شهید رسول باقری (6)
شهید رسول باقری (7)
  • شهید رسول باقری (7)
شهید رسول باقری (8)
  • شهید رسول باقری (8)
<< شروع < قبل [1] 2 3 بعد > پایان >>

دل نوشته ها

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

گالری فیلم